دندون :)

چند روزی بود که پسملی بهونه گیر و بد خلق شده بودی...

هر کاری می کردم نمی تونستم آرومت کنم.

تا اینکه.....تو بیست و ششم شهریور ماه سال نود و یک که تو
آخرای 8 ماهگیت بودی که یه چیز کوچولوی سفید رنگی رو لثت دیدم
بالاخره فرشته دندون مهمون خونه ما هم شد ....

وا ی وای.....الهی مامانی قربون عشقش بشههههههه

اولین دندونتم در آوردی 

ماشاءالله چه زود بزرگ شدی .... عاشقتم پسرم
مبارکت باشه عشقم


من و بابایی هم تصمیم گرفتیم تو یه اقدام ضربتی
یه جشن دندونی
کوچیک واسه پسملی بگیریم

دست مادر جون و بابا جون درد نکنه که چه زحمت هایی که واسه
درست کردن دندونی جوجو نکشیدن 
خدا عمرشون بده.....من اگه این دو تا گوهرو نداشتم چیکار میکردم
خدایاااااا!عاشقشونم
اینم چند تا عکس از جشن دندونی جوجو 
.
.
.
<<بدو برو ادامه مطلب>>
.









دندون :)
